ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
65
مجمع التواريخ ( فارسى )
نقل سواد فرمان شاه طهماسب انار اللّه برهانه « كه در اين ولا ميرزا سيد احمد كه يكى از اقارب ماست او را مخاطب بخطاب سيد احمد خانى كرده بسردارى و سپهسالارى بلاد فارس تعيين نموديم ، بايد كه جميع سركردگان قشون و سرداران سپاه بر سر او جمعيت نموده اطاعت و انقياد او را اطاعت و انقياد ما دانند و بعد جمعيت بهر نحوى كه مقدور باشد در دفع تسلط افاغنه از بلاد فارس و عراق كوشند و در همهء امور گفتهء او را گفتهء ما و فرمان او را فرمان ما دانند لازم دانسته در عهده شناسند » . چون اين فرامين به اطراف و جوانب رسيد مردم كه منتظر سردارى و رئيسى بودند بشوق و رغبت تمام متوجه رفاقت سيد احمد خان گرديدند و الحق هر گاه بعضى از اشرار گذاشته بودند كه شاه طهماسب پرورش سخن او را مينمود يقين كه او بسيار كارها از براى شاه طهماسب ميكرد و دولت صفويه به اين نحو بباد فنا نميرفت . القصه چون سيد احمد خان با خود انديشيد كه ابرقوه شش منزلى اصفهان است و بعد از رسيدن اين خبر باصفهان به جهت قرب جوار دفعة البته سپاه عظيمى از افغان بر سر او مىآيند و هنوز جمعيتى كه لايق صف آرائى با افاغنه باشد مهيا نشده است ناچار متوجه به سمت اقليد و سرمق و قنغرى و مشهد ام النبى و بوانات كه از بلاد فارس است شد و از هر جا به قدر مقدور جمعيتى بر سر او جمع شده خود را در اوايل سنهء يكهزار و يكصد و سى و هفت ( 1137 ) هجرى بجهرم رسانيد و چون عبد الغنى بيك كه از جملهء آقايان جهرم بود فى الجمله جمعيتى فراهم آورده تا آن زمان اطاعت افغان ننموده بود ورود سيد احمد خان را از نعم غير مترقبه دانسته بمعاونت او كوشيد و در اين وقت چون قدرى افاغنه وارد شهر لار كه شش منزلى جهرم است شده بودند و قلعهدار را بمعاونت سنيان ثوابع لار محاصره داشتند از جانب شيراز بمحض شنيدن ورود ميرزا سيد احمد كه خود را سيد احمد خان ناميده بود حاكم شيراز به قدر هشتصد نهصد سوار افغان بجهرم فرستاد و افاغنه جهرم را محاصره نمودند و محاصره به قدر پنج شش ماه طول